دختری پانزده ساله ، متولد چهاردهم تیر سال هزار و سیصد و هفتادو چهار . گاهی خوشم گاهی غمگین ، دلیلش آدمهای اطرافم هستند و کمی خودم که اخلاقم برای خود نیز غیر قابل پیش بینی است .
بنفش و آبی رنگهای مورد علاقه ام هستند ، هردو تیره . فکر میکردم از سبز زرد و قرمز بدم می آید ولی در اشتباه بودم فقط اهمیتی برایم ندارند .
ببر ، مار و روباه به ترتیب حیوانات مورد علاقه هستند . غذای خاصی دوست ندارم ولی از هویج پلو بدم می آید . مربا دوست ندارم عسل دوست ندارم ، شیرینی دوست ندارم ، چه در شیرینی فروشی و چه در چای . در ضمن عدسی با کشمش و خرما دوست ندارم ، خالیِ خالی میخورم حتی گاهی بدون گوشت .
تا به حال چهار بار عاشق شده ام ، دوبار شکست خوردم : ) ، یکبار عشق به یک غریبه ، و یک بار عشق به آشنایی که دل به کس دیگر داد . حال از عاشقی بیزارم . نه برای اینکه شکست خوردم بلکه فهمیدم کمی بیهوده است بدون شناخت کامل عاشق کسی شد . گاهی به یادشان غصه میخورم گاهی حرص .
شعر می گویم و داستان می نویسم راه خالی شدنم این است .
غبلن ضیاد قسه نمیخوردم ولی طاضگی چرا . : (
بنفش و آبی رنگهای مورد علاقه ام هستند ، هردو تیره . فکر میکردم از سبز زرد و قرمز بدم می آید ولی در اشتباه بودم فقط اهمیتی برایم ندارند .
ببر ، مار و روباه به ترتیب حیوانات مورد علاقه هستند . غذای خاصی دوست ندارم ولی از هویج پلو بدم می آید . مربا دوست ندارم عسل دوست ندارم ، شیرینی دوست ندارم ، چه در شیرینی فروشی و چه در چای . در ضمن عدسی با کشمش و خرما دوست ندارم ، خالیِ خالی میخورم حتی گاهی بدون گوشت .
تا به حال چهار بار عاشق شده ام ، دوبار شکست خوردم : ) ، یکبار عشق به یک غریبه ، و یک بار عشق به آشنایی که دل به کس دیگر داد . حال از عاشقی بیزارم . نه برای اینکه شکست خوردم بلکه فهمیدم کمی بیهوده است بدون شناخت کامل عاشق کسی شد . گاهی به یادشان غصه میخورم گاهی حرص .
شعر می گویم و داستان می نویسم راه خالی شدنم این است .
غبلن ضیاد قسه نمیخوردم ولی طاضگی چرا . : (
نوشته شده در تاريخ شنبه 29 خرداد 1389 توسط ladan beheshti
| نظرات ()

تبلیغات
